فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

199

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ذكر توجه حضرت خليفة الرحمن از حدود سقناق بجانب الوس قزاق رايات همايون بعزم ميمون و بخت روز افزون باتفاق سلاطين آفاق از حدود مملكت سقناق توجه ديار قزاق فرمودند ، ظفر در يمين و يسار و نصرت در ركاب همايون همچو پيك راهوار . وصف بلدهء سقناق و مملكت سقناق آخر معمورهء ، طرف شمالست از ناحيهء دشت و آن در قديم شهرى بغايت بزرگ [ و ] معمور بوده ، اطراف و اكناف آن بلاد در غايت عمارت و زراعت و ارجا و انحايش « 1 » مكنوف باصناف نعمت و فراغت و آن شهر فى الواقع بندر دشت قبچاق است و در سعت ساحت و حصول اسباب امن و راحت نامدار آفاق است . از ثقاة آن مملكت چنان استماع افتاد كه كثرت سكّان آن مملكت معمور و وفور قطّان آن ديار موفور السرور بغايتى بوده در ازمنهء سابقه و دهور سالفه كه در اسواق او هر روزه پانصد سر شتر بريان مىنهاده‌اند و هنگام شب [ 87 پ ] يك لقمه از آن در بازارها باقى نمىبوده و فى الحقيقه آن زمين قابليت همچنين معمورى دارد . انهار زراعات آن تمامى منشعب از نهر سيحونست و برارى و صحارى آن مملكت جملگى به آب و علف و درخت هيمهء طاق مشحون . در صحراهاى آن مملكت شكاريان از آهو و گوره‌خر و گوسفند صحرايى و ديگر انواع حيوانات شكارى همچو گلّهاى گوسفند در چرا مىباشند و تمامى مردمان و سكّان آن مملكت در ايّام غير زمستان شكار فراوان كنند و جهة ايّام شتا ذخيره سازند و لحوم صيد در آن ولايت بغايت رخيص و بىقدر باشد و نعمت فراوان از گوسفندان فربه و

--> ( 1 ) - در اصل : انجايش .